ما با حاج آقا مصطفی به سمت کربلا بارها پیاده‌روی داشتیم. در یکی از منزل‌گاه‌ها که نزدیک شهر «تویریج» بود، استراحت می‌کردیم. هر کس به نوبت آشپزی می‌کرد. آن روز نوبت من بود... دیدم دوست‌مان آقای سجادی زیر خیمه لَم داده. صدا زدم: «زیر خیمه لَم دادی و… بیشتر »

موضوعات: شهید
   یکشنبه 2 آبان 1395نظر دهید »
آبان 1395
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
جستجو
Random photo
برای انجام هر کاری إن شاءالله بگو